((این سایت در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت ارشاد به ثبت رسیده است)) به خریدهای نقدی بیشتر از 15000 تومان 10%تخفیف تعلق می گیرد + کسر هزینه پست . جهت خرید نقدی اینجا کلیک کنید .  سفارش های کمتر از 3000 تومان ارسال نمی شود . پشتیبانی : 09396384705


داستان سیندرلا

جیمز فین گارنر

برگردان: احمد پوری

 


 

روزگاری زن جوانی به نام سیندرلا زندگی می‌کرد که در کودکی مادر طبیعی خود را از دست داده بود. چند سال پس از مرگ مادرش، پدرش با بیوه‌ای که دو دختر از شوهر قبلی خود داشت، ازدواج کرد. نامادری سیندرلا با او بسیار ظالمانه رفتار می‌کرد و ناخواهری‌ها او را مانند کارگر بی اجر و مزد به کار می‌گرفتند.

 


 

     روزی یک دعوت به خانه‌شان رسید. شاهزاده استثمار دهقانان تهی‌دست و حاشیه‌ای را با مراسم بالماسکه‌ای جشن گرفته بود. ناخواهران سیندرلا از دعوت به قصر بسیار خوشحال بودند. آن‌ها در فکر تهیه‌ی لباس گران‌بهایی افتادند که بتواند شکل طبیعی تنشان را تغییر داده و استاندارد سازد و زیبایی غیرطبیعی زنانه به آن‌ها ببخشد.(این امر به ویژه درباره‌ی این دو صادق بود چون چهره‌ی متفاوت آن‌ها چنان بود که کمتر چشمی‌ رغبت می‌کرد دوباره به آن‌ها بنگرد.) مادرشان هم تصمیم گرفته بود در جشن شرکت کند. بنابراین سیندرلا مجبور شد مثل یک خر کار کند.(استفاده از از نام این حیوان هرچند متعصبانه است اما در این مورد خاص مصداق دارد.)

 


 

    وقتی روز جشن فرارسید سیندرلا کمک کرد تا نامادر و ناخواهرانش لباس‌های‌شان را تن کنند. کاری بسیار دشوار درست مانند این بود که گوشت ده کیلویی و ورآمده‌ی غیرانسانی را بخواهد در پوست پنج کیلویی انسانی بتپانند. بعد نوبت آرایش بسیار غلیظ شد که بهتر است اصلاً حرفش را نزنیم. شب که شد نامادر و ناخواهران رفتند و سیندرلا تنها ماند تا کارهای خانه را تمام کند. سیندرلا غمگین بود اما سرش را با کارهایش گرم کرد.

 


 

     ناگهان نوری درخشید و مردی با لباس شل و نخی و کلاهی بزرگ و لبه‌دار مقابل او سبز شد. سیندرلا اول فکر کرد که مأمور یکی از این اداره‌هاست که آمده سر وقت‌شان اما مرد بلافاصله او را از اشتباه درآورد: "سلام سیندرلا. من فرشته‌ی نجات توام یا اگر ترجیح می‌دهی منجی اختصاصی تو. خوب مثل این‌که تو هم دلت می‌خواهد بروی جشن؟ تو هم واقعاً می‌خواهی خودت را مطابق معیارهای زیبایی از نظر مذکرها آرایش کنی؟ بدن خودت را بکنی توی لباس بسیار تنگ که گردش خونت را مختل کنی؟ پاهایت را بکنی توی کفش پاشنه بلند که سیستم استخوانبندی‌ات را خراب کند؟ صورتت را با مواد شیمیایی که روی حیوانات غیر انسانی آزمایش شده رنگ کنی؟"

 


 

     سیندرلا بلافاصله گفت:"بله. حتماً می‌خوام."

 


 

     فرشته‌ی نجات آهی کشید و تصمیم گرفت موعظه‌های سیاسی خود را بگذارد برای وقتی دیگر. لباس سفید و روشنی به او پوشاند و او را مثل برق به طرف کاخ برد. کالسکه‌های زیادی بیرون از کاخ  پارک کرده بودند. کالسکه‌ی سیندرلا را یک گروه اسبان برده می‌راندند. کالسکه‌ران به زور جایی را پیدا کرد و ایستاد و سیندرلا پیاده شد. لباس چسبان ابریشمی‌ او بسیار زیبا بود. نخ آن را از کرم ابریشم‌های غافل و بی‌خبر به غارت برده بودند. برموهای او مرواریدهایی بود که از صدفه‌ای سخت‌کوش و بی‌دفاع تاراج شده بود که شاید به نظر خیلی خطرناک بیاید.

 


 

تا سیندرلا وارد تالار شد همه‌ی چشم‌ها به طرف او چرخید. مردها به این زن که توانسته بود به تصویر عروسک‌وار ذهن‌شان عینیت ببخشد خیره شدند. زنانی که عادت داشتند مرغ همسایه را غاز بدانند با حسرت به او نگریستند. نامادر و ناخواهران سیندرلا هم که او را نشناخته بودند، با حسادت تمام چشم به او دوختند.

 


 

     سیندرلا بلافاصله نظر شاهزاده را جلب کرد که گوشه‌ا‌‌ی داشت با اشرف دربار بحث می‌کرد. با دیدن سیندرلا زبان او هم مثل دیگران بند آمد. زیر لب گفت:"این همان زنی است که باید ملکه‌ی من شود تا ژن مرا کامل‌تر کند و حسادت و حسرت تمامی‌ شاهزادگان دور و برم را برانگیزد. تازه موهایش هم بلوند است!" شاهزاده برای رسیدن به شکارش به آن طرف سالن رفت. ملازمان‌اش هم به طرف سیندرلا راه افتادند. همه‌ی مردان کمتر از 70 سال توی سالن رفتند به طرف او.

 


 

     سیندرلا از این که چنین واکنشی را برانگیخته بود، احساس غرور می‌کرد. او با گردنی افراشته مانند زنان اشراف و صاحب مقام قدم برمی‌داشت. اما یکباره متوجه شد احساسات مردها به او دارد حالت زشتی به خود می‌گیرد. حداقل می‌شود گفت که از نظر اجتماعی غیر قابل قبول می‌شود.

 


 

     شاهزاده به طور آشکار اعلام کرد که می‌خواهد این زن جوان را تصاحب کند. مصمم بودن شاهزاده دوستانش را خشمگین کرده بود چون آنها هم چنین تصمیمی‌ داشتند. مردها هم‌دیگر را هل می‌دادند و داد می‌زدند. بهترین دوست شاهزاده که دوک بسیار آراسته و قوی هیکل و ضعیف‌المغز بود در وسط سالن رقص جلو او را گرفت و گفت که او می‌خواهد سیندرلا را تصاحب کند. جواب شاهزاده به او لگدی بود که بسیار سریع و چابک بر میانه پاهای او نشست و او را برای چند لحظه منفعل کرد. اما دیگر مردان لجام گسیخته شاهزاده را گرفتند و چند لحظه بعد شاهزاده در میان تلی از حیوانات انسان نما ناپیدا شد.

 


 

     زنان از این تظاهرات تستسرونی پلیدانه وحشت زده شده بودند. هر کاری کردند نتوانستند مردان را از هم جدا کنند.  یک عده دیگر از زنان به این نتیجه رسیدند که سیندرلا عامل این جنجال شده است. این است که دور او جمع شدند و خصومت غیر خواهرانه به او ابراز کردند. سیندرلا سعی کرد از دست آن‌ها فرار کند اما کفش شیشه‌ای و ناراحتش مانع از این کار شد. خوش‌بختانه زنان دیگر هم چندان کفش‌های راحتی نداشتند.

 


 

     سر و صدا چنان زیاد شده بود که کسی صدای زنگ ساعت دوازده را نشنید. وقتی دوازدهمین ضربه زنگ به صدا درآمد یک‌مرتبه لباس زیبا و کفشهای سیندرلا ناپدید شد و لباس‌های روستایی‌اش بار دیگر نمایان شد. نامادر و ناخواهرانش او را شناختند اما به روی‌شان نیاوردند. از این تغییر جادویی نفس در سینه‌ی زنان حبس شده بود. سیندرلا که از اعتماد به نفس مصنوعی لباس‌ها و کفش‌ها رها شده بود خود را کش و قوس داد و کمرش را خاراند، لبخندی زد بعد چشمانش را بست و گفت: "خواهران اگر دلتان می‌خواهد می‌توانید مرا بکشید. لااقل حالا می‌توانم راحت بمیرم."

 


 

     زنان دور و برش باز هم احساس حسرت کردند اما این بار روش دیگری در پیش گرفتند. به جای انتقام لباس‌های مهمانی، شکم‌بندها و کفش‌ها و تمام لباس‌های رسمی‌ را درآوردند و با تنی   آزاد و پاهایی برهنه به رقص و آواز پرداختند.

 


 

     اگر مردها لحظه‌ای از رقص ویرانگر مردانه‌شان دست می‌کشیدند می‌توانستند زنان بسیار دل‌ربا را در لباسهای خانگی ببینند. اما آن‌ها همچنان هم‌دیگر را زیر باران مشت و لگد گرفته بودند و این کار را آنقدر ادامه دادند تا آخرین نفس را کشیدند.

 


 

     زنان دست روی دست کوبیدند و گونه‌ها را چنگ می‌زدند اما ته دل زیاد هم ناراحت نبودند. کاخ و تمامی‌ آن منطقه دیگر مال آن‌ها بود. اولین اقدام رسمی‌ آن‌ها این بود که لباس‌های مهمانی خودشان را که دور انداخته بودند به تن مردان کردند و در رسانه‌ها اعلام کردند که دعوا از جایی شروع شد که یک نفر تهدید کرد راز استفاده‌ی شاهزاده و ملازمان از لباس زنانه را فاش خواهد کرد.

 


دومین اقدام تأسیس تعاونی‌های تولید لباس راحتی برای زنان بود. برای این کار تابلویی بر در کاخ زدند که لباس‌های "سیندرپوش" را تبلیغ می‌کرد.(این نام همان لباسهای نوع جدید بود.)


 

با دست‌یابی به استقلال فردی و بازاریابی خردمندانه همه‌ی آن‌ها، حتی نامادر و ناخواهران، سالیان سال به خوشی زندگی کردند.

 


 

 

از کتاب قصه‌های از نظر سیاسی بی ضرر – نشر مشکی

نام     
ایمیل 
وب     


لطفا کد تصوری را وارد کنید

تمامی نظرات مربوط به صفحه داستان سیندرلا ( تاکنون 0 نظر داده شده است. )
•  مقاله  •  داستان  •  سیندرلا  
خرید لوازم آشپزخانه
محصولات EMPER
خرید لوازم بانوان
خرید عینک
خرید عطر و ادکلن
خرید دستگاه تناسب اندام
خرید انواع ماساژور
خرید انواع مودم
کامپیوتر و لوازم جانبی
خرید زیور آلات
خرید الکترو اسموک
لوازم بهداشتی
خرید کارتون قدیمی دوبله
خرید کارتون قدیمی اصلی
خرید سریال خارجی
خرید سریال ایرانی
برنامه های اموزشی
محصولات مرتبط با موبایل
خرید ژورنال لباس،خرید شال
کیت الکترونیکی
محصولات گرافیکی
دکوراسیون
     
خرید دستبند Power Balance NBA با تخفیف | خرید مودم جی اس ام | خرید هدیه برای خانم ها | سفارش ادکلن versace | تله شاپینگ | ویژگیهای آقای تشنه | کار کردن با گردنبند love | خرید پستی ست کامل طراحی ناخن سالن اکسپرس Salon Express | تاتو shimmer | توضیحات لیزر پوینتر | خرید عمده ماشین اصلاح کیوتاچ شیور | خرید ساعت calvin klein بند حصیری کلفت با قیمت مناسب | سریال بانو | فروش آقای تشنه | عکس ادکلن زنانه ساگا | فروش کلی لیزر پوینتر | ساعت مچی میکروبی | نحوه کار دستگاه طراحی ناخن Diy Nail Magic | فروش اینترنتی سریال ایرانی | حراج عينك ray ban اصلي | تله شاپ | خرید عطر ماه تولد متولدین آذر با قیمت مناسب | خرید اینترنتی سریال ایرانی | کار کردن با سرویس گردنبند گوشواره و دستبند DREAM | خرید اینترنتی سریال ایرانی | سفارش | فروش پستی عینک دید در شب | مناسبترین قیمت ساعت پروژکتوری barbie | خرید با قیمت مناسب ادکلن زنانه SAGA | مناسبترین قیمت ادکلن Yves Saint Laurent L Homme Nuit |


فروشگاه اینترنتی گیرنده
فروشگاه ارزان فروش
ارزانترین فروشگاه اینترنتی
لیست همه پیوندها»
   آمار کل :
   کل بازدید صفحات : 1247923 بار
   کل بازدید کننده گان سایت : 124076 نفر
   آمار امروز :
   بازدید صفحات : 191 بار
   بازدید کننده گان : 50 نفر
بیوگرافی بازیگران مرد | نگهداری از کفش | قصه | خانه تکانی | آفتاب و ضدآفتاب | نقد سریال طنز ایرانی قهوه تلخ | لباس شب2011 | مدل لباس2011 | مقاله | مدل لباس مجلسی | مقاله | مدل لباس شب | خانه داری | ژورنال 2009 | مدل لباس مجلسی2011 | سریال همه فرزندان من | بیوگرافی بازیگران ایرانی | مدل لباس شب | انتخاب کیف | سریال در مسیر زاینده رود | نقد و بررسی کامل فیلم قلب یخی | مدل لباس 2010 | لباس مجلسی | نکاتی برای داشتن شکمی صاف | نقد فیلم "تنها دوبار زندگی می کنیم" | راهنمای خرید پارچه | ارایش | خرید سریال ایرانی | مدل لباس 2010 | لباس مجلسی |

به خرید های پستی بیش از 20000 تومان 10% تخفیف تعلق می گیرد نرخ هزینه های پستی را اینجا ببینید
سفارش های کمتر از 3000 تومان ارسال نمی شود .....
پشتیبانی : 09396384705

درباره ما | پرفروش ترین ها | خدمات سئو | جستجو در گوگل | RSS | فهرست محصولات
Perances.com © 2010 Powered By Gcms v1.1±
بهینه سازی و طراحی سایت توسط گوگل سئو